تحقیق و توسعه در حقوق مالی و مالیاتی

تحقیق و توسعه در حقوق مالی و مالیاتی

یادداشت سردبیر

سخن سردبیر

نویسنده
دانشیار دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
چکیده
شاید یک ناآشنا، زمانی که قانون بودجه سالانه کشور را ورق می‌زند، چیزی جز مجموعه‌ای از اعداد، ارقام و جداول نبیند؛ اما واقعیت چیز دیگری است و گفت‌وگو درباره موضوعاتی همچون درآمدها و هزینه‌های عمومی، بودجه و مالیات، بیش از آنکه صرفاً بحثی شکلی و ناظر بر اعداد و ارقام باشد، بازتابی از «کیفیت حکمرانی» است. پشت هر عدد، رقم و درصد در قوانین ناظر بر حقوق مالیه عمومی، یک تصمیم حکمرانی و عمومی، پشت هر ردیف بودجه، یک اولویت‌سنجی از سوی مقام عمومی و پشت هر قاعده مالی، نوعی نگاه به رابطه دولت و شهروند و اصل نظریه دولت نهفته است.
از یک سو، قوانین و مقررات حاکم بر حوزه مالی و مالیاتی، نشان‌دهنده رویکرد نظام حکمرانی به مقولات کیفی و بنیادینی همچون «زندگی» است و از سوی دیگر، پاسخ واقعی به برخی پرسش‌های اساسی را باید در همین قواعد مالی و مالیاتی جست‌وجو کرد؛ پرسش‌هایی از این دست که آیا دولت باید در اقتصاد مداخله کند؟ این مداخله تا کجا باید ادامه یابد؟ و دولت باید یا می‌تواند از چه ابزارها و سازوکارهایی برای این مداخله استفاده کند؟
از همین روست که قانون بودجه، به‌مثابه مهم‌ترین سند مالی حکمرانی، از همان دوران مشروطه و هم‌زمان با شکل‌گیری نهضت مشروطه، اهمیت ویژه‌ای یافت. در قانون اساسی مشروطه و متمم آن نیز در موارد متعددی از بودجه و مسائل مرتبط با آن سخن گفته شده است. گویی نمی‌توان «مشروطه» را بدون «بودجه و مالیات» تصور کرد؛ و البته حق نیز همین است. مشروطه در پی تحدید قدرت زمامدار بود و چه تحدیدی بنیادی‌تر از محدود کردن قدرت و اختیارات مالی او؟!
این همان مسیری است که در بسیاری از جنبش‌ها و انقلاب‌های آزادی‌خواهانه نیز طی شده است؛ مسیری که در آن، مطالبه آزادی‌های سیاسی و مدنی با مطالبه محدودیت قدرت مالی حاکم و حکومت درهم‌تنیده است.
از این منظر، می‌توان مسائل کلان مالی و مالیاتی را با مفاهیمی همچون «آزادی» و «عدالت» دارای پیوندی ناگسستنی دانست؛ چراکه تحقق یکی، بدون توجه به دیگری، دشوار و چه‌بسا ناممکن است. بدون سامان‌یافتن نظام مالی و مالیاتی کشور، نمی‌توان انتظار تحقق حقوق مردم در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی را داشت و از سوی دیگر، بدون استقرار ارزش‌هایی بنیادین از جنس حق و آزادی نیز نمی‌توان به شکل‌گیری «حکمرانی شایسته» و مسئولانه در حوزه مالی دولت دل بست.
از این رو، شاخه حقوق مالیه عمومی یا حقوق مالی و قوانینی همچون قوانین بودجه، مالیات و محاسبات را می‌توان «آینه تمام‌نمای حکمرانی» دانست. کافی است با دقتی عمیق‌تر به این اسناد حقوقی بنگریم تا تصویری روشن‌تر از شیوه حکمرانی، حدود قدرت دولت و نسبت میان دولت و شهروند به دست آوریم.
بنابراین، حقوق مالیه عمومی را نمی‌توان شاخه‌ای صرفاً فنی و تخصصی از دانش حقوق دانست که دغدغه آن فقط گزارشی از اعداد و تنظیم ارقام و محاسبات باشد. حقوق مالیه عمومی، در معنایی عمیق‌تر، بخشی از حقوق اساسی شهروندان و یکی از ابزارهای اصلی «تحدید و تنظیم» قدرت عمومی است. در این قلمرو، پرسش از «چه مقدار بودجه یا مالیات؟» به‌سرعت به پرسش از «چرا؟»، «برای چه کسی؟»، «با چه اختیاری؟» و یا «با چه هدفی؟» تبدیل می‌شود که اتفاقاً باید از دانش‌های دیگر برای پاسخ به آنها کمک گرفت.
پایان آنکه:
دوفصلنامه «تحقیق و توسعه در حقوق مالی و مالیاتی» نیز با چنین نگاهی در پژوهشکده محترم حقوق و قانون ایران شکل گرفته است؛ تلاشی برای فراتر رفتن از ظواهر اعداد، ارقام و جداول و نگریستن عمیق‌تر به بودجه، مالیات، محاسبات و نظام مالی دولت از دریچه حقوق.
امید است مجموعه مطالب این شماره و شماره‌های آتی بتواند بخشی از این لایه‌های کمتر دیده‌شده را آشکار کند و نشان دهد که فهم حکمرانی، بدون فهم حقوق مالی دولت، ناقص است.

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 06 مهر 1405